خرید بک لینک

بعله چقدر داره خوش میگذره...

سفر به مشهد با یه مشت برج زهرمار...

I want to sleep in a city that never wakes up

بابابزرگم یه چیزی میگه اینا حرص میخورن پشت سر پیرمرد بیچاره حرف میزنن...

دیگه آخرین باره با شما جایی میرم... دای من سیز دن هش یر گتمرم..

جدی با خونواده پدری که قبلا کویر هم میرفتیم خوش می‌گذشت... شاید چون اونموقع بچه بودم... ولی مامانم هم همینو میگه...

واقعا از دراماهای خونواده مادری متنفرم...

از گرما دارم میپزم... حالا تو این هوا سه لیوان چایی هم خوردم... واقعا اردبیل از لحاظ آب هوا بهشته... دمای بالای ۲۰ درجه اصلا معنا نداره...

برچسب: نویسنده: میلاد احمدی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 10:15

صفحه بندی